مصطفای روشن...

درخواست حذف این مطلب
خداوندا ، همه چیز توئی و غیر از تو همه هیچ تقدیم به علیرضا احمدی روشن... امشب از داغی دوباره چشم ایران روشن است یوسفی رفته است، آری وضع کنعان روشن است گرچه در بزم حماسه، هیچ جای گریه نیست در هجوم شعله ها، تکلیف باران روشن است باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز این شبستان کهن، با نور ایمان روشن است کی میان ابرهای تیره پنهان می شود؟ آسمان ما که با خون شهیدان روشن است مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود مردهای مرد را آغاز و پایان روشن است شعر: میلاد عرفان پور شادی روح همه ی هسته ای به ویژه مصطفی احمدی روشن صلوات اللهم صلی علی محمد و علی محمد و عجل فرجهم اللهم عجل لولیک الفرج در پناه علی و مهر علی علیه السلام